یادش بخیر....
مي بيني شايان ديروز بعد از ? ماه چيزي رو پيدا کردم که خيلي برام پر خاطره بود بعد از اون ماجرا مامانم
ازم گرفتتش.من هم کم کم فراموشش کرده بودم تا ديروز.....افتاده بودم توش ياد مهموني اون شب
افتادم..همون شبي که من تمام تلاشم رو مي کردم تا توجه تو رو جلب کنم....فکر کنم خودتم فهميدي
داشتم از تو فيلم مي گرفتم..چه شبي بود شبي که تا صبح روز بعدش خواب تو رو مي ديدم و تا
تمام هفته هاي بعد از اون به تو فکر مي کردم تا اون ماجرا....الان که فکر مي کنم مي بينم که تو
چقدر بي رحمي چه طور اون همه عشق منو و تلاش منو براي رسيدن به خودت ناديده گرفتي
چه طور اين همه راحت از من گذشتي....الان دارم به اهنگ هاي که اون موقع ها گوش مي دادم گوش
مي دم و چقدر جالبه که اون ها هم ياد تو رو در خاطر من زنده مي کنن
فکر کنم شنيده باشي
Dove lamore از cher
اگه نشنيدي حتما گوش بده مي فهمي من چي مي گم.....
راستي عيد نزديکه و من و تو ممکنه ناخواسته هم ديگرو ببينيم......مي خوام فراموشت کنم
شايان تويي که بهترين روز هاي زندگي من رو هدر دادي...اما...نمي شه